تبلیغات
شخصی - جامعه شناسی ادبیات


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

جامعه شناسی ادبیات

نوشته شده توسط:
شنبه 27 فروردین 1390-07:42 ب.ظ

انسان تک ساحتی

 نوشته :هربرت مارکوزه


 

هربرت مارکوز در این کتاب برخی از گرایشهای نظام سرمایه داری که بسوی جامعه ای بسته رهسپارند را بررسی کرده .منظور وی از جامعه بسته از آن جهت است که وی معتقد است جامعه در تمامی شئون زندگی فردی واجتماعی افراد نفوذ یافته و آنرا در خود گرفته است. وی معتقد است که در این جامعه به دو خصوصیت مهم برمی خوریم: نخست همانندی واتحاد منافع گروههای ناراضی که در مراحل پیش از سرمایه داری در برابر و ضد هم قرار داشتند دوم اسلوب و روشهای اداره جامعه که فراخواندن و بهره گیری منظم از کلیه استعدادها و غرایز آدمی را میسر میسازد یعنی روشهایی که از نظر اجتماعی به گروههای ناراضی ونا خشنود و پرخاشگر و ضد جامعه این فرصت را میدهد که بطور طبیعی هدفهای خود را بدون هیچ برخوردی دنبال کنند.

نظام سرمایه داری در کنار خیل کسانی که طرفدار و موافق این نظام هستند و در پی گسترش این نظام به تمام دنیا میباشند،با مخالفان سرسختی هم مواجه می باشد، که یک گروه از این مخالفان، طرفداران تئوری یا نظریه توهم توطئه،که عمدتاً کمونیست هستند ،می باشند. این گروه نه تنها قایل به آزادی و دموکراسی در نظامهای دموکرات سرمایه داری نیستند بلکه این نظامها رااسارتی جدید، و دیکتاتوری مدرن میدانند.

از نظر آنان نظام سرمایه داری بر خلاف نظامهای توتالیتر که اسارت و بردگی در آنان واضح وآشکار می باشد، انسان را به اسارتی ناخودآگاه و در عین حال پیچیده می برند.

از نظر نگارنده این سطور که خود بطور کامل با نظرات و عقاید طرفداران تئوری توهم توطئه موافق نیست، و دنیا را به این تاری و سیاهی که آنان می بینند،نمی بیند،اما نظرات و عقایدشان را در خور تاًمل و توجه می داند،چرا که هر چند تمام نظراتشان واقع به نظر نمی رسد اما دیدگاه هایشان در برخی از زوایا قابل تاًمل و تفکر است.

هربرت مارکوزه نویسنده کتاب انسان تک ساحتی که یکی از موًسسین نظریه انتقادی یا مکتب فرانکفورت میباشد ، در کتاب خود سعی بر، برملاء کردن آن سوی چهره ی نظام سرمایه داری کرده است. به عقیده وی انسان در نظام سرمایه داری در حد یک کالا تنزل یافته است. از نظر وی آزادی ای که کشورهای دموکرات و پیشرفته صنعتی مدعی آن هستند جز سراب چیزی بیش نیست.

از نظر مارکوزه ما در دوره ای زندگی میکنیم که اهم حوائج حیاتی انسان امروز،تغذیه، پوشاک و مسکن می باشد و این حوائج را جامعه می بایست تاًمین کند و تاًمین این نیازهای اولیه، نخستین شرط تاًمین سایر خواستهای عالی و دانی جامعه است.اما نظام سرمایه داری نه تنها این نیازهای اولیه را فراهم نکرده، بلکه انسان امروز را بطور کامل وادار به نیل این نیازها کرده و بدست آوردن این نیازها را هدف زندگی و فلسفه وجودی او قرار داده بطوریکه تمام زندگی او اعم از کار،اوقات فراغت،تفکر،اندیشه و اتوپیای او رسیدن به نیازهای اولیه زندگی است.

از نظر مارکوزه حقوق و آزادیهای فردی که از عوامل بنیادین نخستین مراحل

 پی ریزی یک جامعه صنعتی تلقی شده در جامعه های پیشرفته امروز نفوذ و تاًثیر خود را از دست داده و در عوض جای خود را به فرهنگ مادی و حسابگرانه ای سپرده و به کلی از ارزش و اعتبارپیشین افتاده اند،این فرهنگ مادی، نفوذ و تاًثیر قاطعی در همه شئون زندگی افراد جامعه بدست آورده است. حقوق و آزادی فردی در جوامع صنعتی، باعث شده که این نهادها شریک سرنوشت جامعه گردند و عملاً به حقوق افراد تجاوز کنند. در این صورت این سئوال پیش می آید که در حالیکه نیازمندیهای حیاتی گروهی، درجامعه ی پیشرفته صنعتی همچنان باقی است،چرا توزیع ثروت باید تابع رقابتهای آزاد باشد به عبارت ساده تر آیا رقابت آزاد در جامعه ای میتواند وجود داشته باشد که خیل کثیری از مردم آن درگیر کار و تولید سرسام آور کالاهای غیر ضروری هستند که نفعی از این تولیدات عایدشان نمی شود و عده قلیلی روزبه روز بخاطر مناسباتی که بر تولید حاکم است بر سرمایه خود بیافزایند ، آیا این رقابت همچون رقابت بین خرگوشی تیز پا و آزاد و رها با لاک پشتی که به دست وپایش غل و زنجیربسته شده شباهت ندارد؟ آیا نتیجه این رقابت از پیش تعیین نشده است؟

بی شک بهترین و گرامیترین نیازمندیهای بشر آزادی است، که دسترسی بدان از والاترین خوشنودی هاست. ولی در جامعه بسته نظام سرمایه داری ،این نیاز طبیعی،با نیازهای دیگر پیوسته و الویت خود را از دست داده است.

در جوامع امروز فرد در این حد آزاد است تا به کاری که نیاز زندگی بدو تحمیل کرده، و او را بسوی از خود بیگانگی کشانده، تن دهد. کار تمام زندگی انسان امروز را اشغال کرده، حال آنکه اگر وسایل تولید بر مبنای نیازمندیهای راستین زندگانی فرد سازمان یابند، به سادگی می توانند نقش خود را در صیانت آزادی و اختیار انسان ایفا کنند، نه اینکه این حق را در معرض نابودی قرار دهند، باید نیازهای افراد جامعه و حقوقی که در تاًمین آن دارند، با توجه به شرایط زندگی امروز و با ضوابط و معیارهای موجود بدرستی مشخص شوند.

به نظر مارکوزه دسترسی به هر گونه آزادی، نخست مستلزم شناخت انواع بردگی است. حال آنکه، امروز، افراد بخاطر تاًمین نیازهای روزمره، که شاید مهمتر از اندیشیدن، درباره آزادی و بردگی بنظر می رسند، با یادآوری این مسایل، خود را ناراحت نمی کنند و این طرز فکر، بزرگترین اشتباه است.

جملات بالای مارکوزه، کتاب "بهترین جهان ها"نوشته"آلدوس هاکسلی"را به یاد میآورد. هاکسلی در این کتاب سال 2500میلادی را ترسیم می کند. در این زمان جهان بوسیله ی یک نظام الیگارشیک حکومت می شود. تولید و مصرف به بالاترین حد خود رسیده اند. علم بطور کامل در خدمت حکومت و بازتولید نظام طبقاتی و به شدت سلسله مراتبی جامعه درآمده است. نه فقط علم با دستکاریهای ژنتیک، نسلهای متفاوتی از انسانها را برای رده های متفاوت سلسله مراتبی میسازد، بلکه این رده بندیها با یک نظام آموزشی تحمیق کننده از ابتدای کودکی در همه ی افراد درونی می شوند. جامعه ی هاکسلی جامعه ای است تیره که حماقت و آلت دست بودن افراد در آن، آنها را نسبت به خوشبخت بودن متقاعد میکند. افراد این جامعه تا سنین بسیار بالا عمر میکنند و خوش مرگی یا مرگ داوطلبانه و در خوشی مردن، جای مرگ طبیعی را در آنها می گیرد.( 6)

به نظر مارکوزه انسان در جامعه صنعتی پیشرفته ناگزیر است که بیش از توانایی خود اجباراًکار کند، کاری که برای او واقعاً زائد و بیفایده است. آزادیهای گمراه کننده ای که این گونه جوامع، به فرد ارزانی می دارند،غالباًعبارتست از آزادی رقابت در تعیین ارزش کالاهائیکه قبلاً نسبت به نرخ گذاری آن توافق شده است. آزادی مورد ادعای هیئت حاکمه، در حقیقت مجموعه ای از عوامل بازدارنده و سرکوبنده فرد در جامعه است، و وسیله ای است برای اعمال حاکمیت هر چه بیشتر دولتها. بعنوان مثال در انتخابات مورد نظر کشورهای پیشرفته انسان قادر است از بین چند نفری که هیئت حاکمه مشخص کرده، یک نفر را انتخاب کند که در هر صورت نه آزادی افراد جامعه بیشتر می شود، و نه از سلطه هیئت حاکمه چیزی کاسته می شود. در مورد کالاها نیز شرایط به همین منوال است، ما آزادیم که در بین انواع مختلفی که کالا تولید می شود متناسب با بودجه و درآمد خود کالایی را انتخاب کنیم، که در اصل ما وادار به انتخاب این کالا شده ایم نه آزاد در انتخاب کالا. آزادی انسان تنها به دارا بودن حق انتخاب چیزی محدود نمی شود. بهره مندی از آزادی واقعی هنگامیست که او توانایی درک چگونگی انتخاب و ارزیابی چیزهایی را که باید انتخاب کند را داشته باشد.

از نظر مارکوزه، ابزار تولید، سرمایه ها و خدمات،وسایل ارتباط جمعی،حمل ونقل، پوشاک و غذا ومسکن و در نهایت وسایل اوقات فراغت در همه شئون زندگی افراد تاًثیرگذاشته و توسط تبلیغات در فکر و ذهن افراد نهادینه شده و باعث قبول کورکورانه ارزشهای موجود گردیده، بدون توجه به درستی یا نادرستی آن.

به عبارت ساده تر نظام سرمایه داری با مناسبات تولیدی ای که بوجود آورده سرمایه ها و خدمات را در اختیار خود گرفته و با نفوذ هر چه بیشتر در وسایل ارتباط جمعی و کنترل و سانسور آن، نوعی تفکر و شیوه ای زندگی را ترویج می کند و حتی پا را از آن فراتر گذاشته و با تبلیغات مستمر، نوع غذا و پوشاک  را به ما تلقین می کند، اوقات فراغت ما را، که به کجا برویم، چگونه برویم، در آنجا چه فعالیتی انجام دهیم و چه بخوریم و همه وهمه را در ذهن ما می گنجاند و انسانها را همچون رباتهای که کل حافظه آنها برای یک سری فعالیتهای مشخص برنامه ریزی شده، کانالیزه می کند.

از نظر مارکوزه نظام سرمایه داری با عوض کردن مفاهیم و ارزشهای جامعه و تحمیل آنها توسط ابزارهای جامعه صنعتی، انسان را مسخ کرده و فکر تغیر و دگرگونی را از ذهن او شسته است. با نگاهی گذرا به فیلم عصر جدید با بازیگری "چارلی چاپلین"، در این فیلم به وضوح انسان عصر حاضر به نمایش گذاشته شده است. انسانی که مسخ در فرایند تولید شده، انسانی که نه تنها از انسانیت خویش چیزی احساس نمی کند، بلکه خود را جزیی از یک دستگاه، و خویشتن خویش را با دستگاه تعریف می کند به بیانی دیگر این دستگاه و این پیچ و مهره ها هستند که به وجود او معنی می دهند.عصر جدید نمایانگر یک انسان مسخ در صنعت، تولیدو کار می باشد.

در نظام سرمایه داری افزایش میزان کار، سطح تولید را بالا میبرد ولی قیمتها بخاطر تبلیغات کذایی تجاری که تقاضا را بالا برده پایین نمی آید وپیوسته رو به افزایش است، لذا بر میزان مصرف بیهوده نیز افزوده میشود، تنها چیزی که ارزش آن پایین می آید آزادی انسان است. از نظر مارکوزه انسان تک ساحتی انسانی است که تمام دغدغه او کار و نتیجه کار او مصرف بیهوده و غیر ضروری است.

شاید بتوان با یک تعریف ساده تر انسان عصر سرمایه داری را بیشتر و واضحتر توصیف کرد. انسان نظام سرمایه داری انسانی است که در یک دور  باطل در حال چرخش است. انسانی که ناچار است هر روز بیشتر کار کند و کار بیشتر او به تولید بیشتر منجر شود و تولید بیشتر باعث مصرف بیشتر او میگردد و همینطور برای مصرف بیشتر، نیاز به کار بیشتر دارد، بطوریکه مدام در این دایره باطل در حال چرخش است بی آنکه بداند نه نیازی به مصرف بیشتر دارد، نه نیازی به تولید بیشتر ودر نهایت نه نیازی به کار افزونتر. نظام سرمایه داری با بکار گرفتن رسانه ها و تبلیغات مستمر نیازهای کاذبی را در انسان امروز بوجود میآورد که این نیازها دلیل کار بیشتر او میشوند، و در نهایت سود حاصل از تولید، کار و مصرف بیشتر در اختیار گروه اندکی قرار می گیرد که از نظر "دیوید راتکاف"به "ابرطبقه" معروفند. ابر طبقه، طبقه ای از سرمایه داران و سیاستمداران هستند که نبض اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دنیا را در دست خود گرفته اند .آنان همانهایند که جنگها را باعث می شوند، باعث رکود در یک منطقه و رونق اقتصادی در منطقه دیگر می شوند. از نظر دیوید راتکاف این گروه کوچک اما پر نفوذ که کمی بیش از 6000نفر می باشند بر تمام بازارها و دول دنیا سیطره دارند.( 2)

امروزه تضاد موجود بین واقعیت فرهنگی با واقعیت اجتماعی، رو به ضعف نهاده. وسایل ارتبط جمعی بطور مخفی بین هنر، سیاست، مذهب، فلسفه و تجارت هماهنگی ایجاد کرده اند، از اینرو ارزشهای فرهنگی به شکل کالای روزمره درآمده و به ابتذال گراییده. کلمات پر طمطراق آزادی و توسعه و فراوانی که رهبران دولتها و سیاستمداران در موقع انتخابات بر زبان می آورند و از صفحات تلویزیون، امواج رادیو، تریبونهای سخنرانی و سازمانهای اداری، انعکاس می یابد، فاقد هر گونه معنی و محتوی است. شباهت موجود بین واقعیتهای زندگی امروز و اندیشه افراد، روشنگر این واقعیت است که معنویت تا چه پایه رو به ضعف نهاده، تعالی روح و بلند پروازی فکر از میان رفته وتمام لحظات زندگی بشر را مسایل مادی اشغال کرده است.

شاهکارهای هنری عالی و برانگیزنده ای که به فرهنگی روشنفکرانه تعلق داشت اینک به صورت کالای تجاری وتولیدات خانوادگی درآمده اند. آیا این شیوه تولید و مصرف هنری روشنگر تغییر کمی و انحطاط جامعه نیست؟

در نظام سرمایه داری هنر جایگاه خویش را از دست داده و ابزاری شده در دست حاکمیت، برای توجیه هر چه بیشترخود و کنترل وسیطره افراد. در این نظام هنر دیگر پنجره ای بسوی بالا نیست، دریچه ای به ناکجاآباد نیست، بلکه هر چه هست همان است که موجود است. هنر در این نظام به استخدام سکس و پول درآمده وآن ماهیت الهی و ماورایی خود را از دست داده.( 8)

مارکوزه درباره معجزه هنرمی گوید:هنر اصیل که از ذات پاک انسان برمی خیزد و نشان از ارزشهای متعالی انسان دارد، و انسان رابه دنیایی که می بایست باشد ونیست، رهنمون می کند، در جامعه صنعتی امروز بطور کامل مستهلک شده وخود را اسیر خواستها و نیازهای کاذب نظام سرمایه داری کرده،هنر ابزاری شده برای نهادینه کردن نظام سرمایه داری در اذهان و افکار مردم. هنر در نظام سرمایه داری معجونی است مرکب از سکس وپول، شهوت و خودخواهی .

 ما حصل هنر امروز، برداشتی است که نسل معاصر از مسایل جنسی دارد، که موجب به ابتذال کشیده شدن روابط زن و مرد شده است.

 از نظر مارکزدر نظام سرمایه داری تمرکز نیروی شهوت آدمی در حس تناسلی خلاصه شده است، واین نیرو انسان را از رهنمون شدن به سوی قلمروهای دیگر و نگرش به محیط پیرامون باز میدارد،و به نیروهای اجتماعی فرد فرصت نمیدهد که در مسیر انقلاب و شکل بخشیدن به زندگی فردی گام بردارد.

در گذشته همه کارها رنگی از شهوترانی به خود نگرفته بود، محیطی که آدمی در آن می زیست بدو امکان میداد که بسوی لذائذی جز لذت تناسلی گام بردارد وبدینگونه سایر شهوات او نیز کنترل می شد. آزادی روابط جنسی که از مختصات این جامعه هاست، روح اعتراض و ناخشنودی را در افراد از میان برده و در آنان نوعی حالت تسلیم و رضا پدید آورده است. این محرومیت یا عدم آگاهی نسبت به وضع جاری در واقع پرده ایست که در برابر چشمهایمان کشیده شده تا جلوه های بدبختی، وحشت ودشمنی را در جامعه تماشا نکنیم.

از نظر مارکوزه در نظام صنعتی پیشرفته نوعی زبان سازمانی جای زبان اصلی را گرفته است که تفاوت این دو زبان در میزان عمق مفهوم و محتوی کلمات است. در زبان جاری، مفاهیم کلمات کاهش یافته یا معانی سیاسی به خود گرفته است. در سخنوریهای امروز، گفتگو عبارتست از استعمال بیهوده کلمات و تکرار غیر لازم آنها. سخن گفتن، مبتنی بر تحری حقیقت و بیان کیفیت نیست. کلمات به زحمت بر معانی خود دلالت می کنند. اندیشه فرد بجای درک تضادهای جامعه، حالت تسلیم و رضا به خود می گیرد، از این قرار بهترین شکل آزادی در جامعه امروزبردگی، و اطاعت بهترین شیوه برابری است. اینست تاثیری که سخنوریهای سیاسی در اذهان عمومی بر جای نهاده اند. به گفته" جرج اورول:"آشتی، پیکار وپیکار، آشتی تلقی می شود. چه بسا یک گروه سیاسی که از نظام کاپیتالیسم دفاع می کند، سوسیالیست نامیده شود. و حکومتی جابر، آزادیخواه لقب گیرد، به انتخابات مجعول و فرمایشی انتخابات آزاد نام می نهند و به شکنجه و تجاوز، رئفت اسلامی. این است ویژگیهایی که زبان سیاسی در جهان عرضه داشته است. این شیوه تفکر لغت نامه و عبارات نو ظهوری را بوجود آورده و هر گونه تفاوت وتمایز را جز به صورتیکه ذکر شد، از کلمات سلب کرده است. زبان امروز زبانی سازشکار و اساسا مخالف هر گونه انتقاد و بحث و مناظره است. بکار بردن چنین زبانی باعث شده که عناصر بلند پرواز انکار کننده و پرخاش جوینده ی عقل بشری را در خود مستهلک سازد واین عناصر را از هرگونه فعالیت وجنبش باز دارد.

شاید مثال زیبایی که بتوان برای سطور بالا بکار برد" کتاب 1984 جرج اورول"باشد . دنیایی که اورول در این کتاب ترسیم می کند دنیایی است تاریک که در آن، جهان میان چند دولت بزرگ و توتالیتر تقسیم شده است، سه شعار اصلی این جهان تیره عبارتند از"صلح در جنگ نهفته است"،"آزادی، بردگی است" و "قدرت در نا آگاهی است". بنابراین همه ی نهادها و فرایندهای اجتماعی برای تقویت جنگ، نفرت، زشتی، بردگی، ناآگاهی و ظلم در کار هستند و انسانها را به موجوداتی مسخ شده و ابزارهایی بی ارزش، در خدمت یک نظام سهمگین و همه جا حاضر بدل کرده اند. در دنیای اورول، وزارت عشق محل شکنجه است، وزارت صلح محل بررسی امور مربوط به جنگ است، وزارت فراوانی دلیل قحطی است و وزارت حقیقت محل تغییر اسناد تاریخی و آماده سازی دروغها و تبلیغات سیاسی است.( 4)

بزرگترین آرزوی نظام سرمایه داری زمانی تحقق می یابد که دنیا را همچون دهکده ای با انسانهای یک شکل، با یک فرهنگ، یک تفکر و نیازمندیهای مشابه و با یک زبان مشترک در کنار هم (هر چند دور از هم) جمع کند. دنیایی که دغدغه ی همه مردم آن یک چیز باشد، همه به یک شکل لباس می پوشند و به یک زبان صحبت می کنند، فاصله های فرهنگی و زبانی کنار گذاشته شوند و یک دنیای متحدالشکل بوجود آید که این نظام با کمترین هزینه بتواند انسانها را به شکلی که خود می خواهد و مورد نیاز است، شکل دهد. این دنیا همان دنیایی است که "هنری کیسینجر"از آن به دموکراسیهای موزائیکی یاد می کند. کشورهایی کوچک اما متعدد با قدرت مرکزی ضعیف بجای حکومتهای بزرگ وقوی.

 آیا همه ی این آرمانهایی که نظام سرمایه داری در سر می پروراند کودتایی علیه بشریت محسوب نمی شود؟ آیا دنیای در حال شکل گیری توسط نظام سرمایه داری، شباهتی بسیار با دنیای کتاب "کرگدن" اثر"اوژن یونسکو"ندارد؟ آری به واقع کودتایی علیه انسانیت در شرف وقوع است و انسان امروز غافل از تمام برنامه ها و پروژه هایی که بر علیه وی ریخته شده است، کورکورانه در پی تحقق تمامی اهداف نظام سرمایه داری و آلت دستی برای این نظام در جهت اسارت و بردگی خویش شده است.( 5 )

"ژان زیگلر"نویسنده کتاب "اربابان جدید دنیا"با ارائه آمارها و ارقامی بس دهشتناک و نا امید کننده، در پی فاش نمودن ماهیت این نظام سرکوبگر، و آگاهی بخشی به طبقه زیرسلطه این نظام برآمده است. طبق آمارهای اودر سال 2002

نهصد میلیون انسان بالغ امروزه بطور دایم در بیکاری بسر میبرند.

ارزش اموال خصوصی دویست وبیست وپنج نفر در جهان حدود هزار میلیارد دلار است که این مبلغ معادل مجموع درآمد دو ونیم میلیارد نفر از مردم بسیار فقیر یعنی چهل و هفت درصد کل جمعیت کره زمین است.

ارزش اموال پانزده نفر از ثروتمندترین مردم کره زمین بیشتر از درآمد خالص تمامی کشورهای جنوب صحرای آفریقا به استثنای آفریقای جنوبی است.

بیست و سه درصد از تجارت جهانی را دویست شرکت بین المللی قوی جهان اداره می کنند.

در برزیل 2درصد از مالکین 43 درصد از زمینهای کشاورزی را در اختیار دارند.

در سال 2002 بیست درصد از کل جمعیت جهان بیش از 80 درصد از ثروتهای جهان را دارا بودند وبیش از 60 درصد از کل انرژی جهان را مصرف می کنند.

در سال 2002 ، بیست وسه جنگ بین المللی یا درگیری مرگبار داخلی به کره زمین خسارت وارد کرد.

در جنگ جهانی دوم 16 تا 18 میلیون نفر در نبردها و 50 تا 55 میلیون نفر نیز کشته شدگان غیر نظامی بود، ولی گرسنگی و بیماریهای مسری، تشنگی ومنازعات ناشی از بدبختی هر ساله به اندازه جنگ جهانی دوم که 6 سال بطول انجامید، قربانی می گیرد. جنگ جهانی سوم در رابطه با جهان سوم مدتهاست که آغاز شده است.

در مناطق ویژه چین، کارگران تا 16 ساعت در روز،هر هفت روز هفته را کار میکنند و پولی بابت اضافه کار، کار شبانه و یا چیزی بنام حداقل دستمزد در این مناطق وجود ندارد.( 3)

آری اینست دستاورد نظام پیشرفته صنعتی و آزادی که به ارمغان آورده است.

هنر مارکوزه سودای بوجود آوردن نظاماتی در جوامع پیشرفته تکنولوژی است که آزادی فردی و خود مختاری انسان را نیروهای سرکوبنده و باز دارنده نابود و متلاشی نسازند. به بیان دیگر، در عرف جامعه، انسان موجودی تک ساحتی تلقی نشود و منحصراً ارزشهای مادی، زمام مقدورات او را در دست نگیرد.

طریقه عملی مارکوزه در مبارزه با سیطره ی بازدارنده تکنولوژی، آگاهی فرد از چگونگی وضع و موقع خود در جهان است. نیل بدین آگاهی در اندیشه او نیرویی طرد کننده و منفی پدید می آورد که مبداً تفکر یا نظریه انتقادی اوست. انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و جامعه ای بازدارنده و سرکوبنده به بهانه تاًمین حوائج و تدارک بهزیستی او، بیرحمانه گرفتارش ساخته است.

هدف تکنولوژی امروز استثمار و بردگی انسانهاست و از این بابت است که پیوسته بر کمیت نیازمندیهای دروغین خود می افزاید تا به بهانه تاًمین آنها آزادی راستین او را نابود سازد.

به قول دکتر علی شریعتی اکنون انسان تواناتر در برابر طبیعت، اما ناتوانتر در مقابل خودش را داریم! واین است نتیجه خود فروشی علم به سرمایه داری.( 7)   

با گسترش نفوذی که نظام سرمایه داری را از این تضادها رها میسازد و بر قدرت آن میافزاید، تنها در صورتی میتوان به مبارزه برخاست که نیروهای مخالف کاپیتالیسم، در سطح کلی و جهانی، به یکدیگر بپیوندند و نیروی واحدی پدید آورند. تنها از راه اتحاد وپیوستگی مشترک میتوان علیه خشونت و بیدادگری نظام سرمایه داری و بهره گیری غیر انسانی این نظام از انسانها، قیام نمود، این کوششی است که باید انجام شود.

 

منابع:

1.    انسان تک ساحتی –هربرت مارکوزه

2.    ابر طبقه – دیوید راتکاف

3.    اربابان جدید دنیا و آنهائیکه در مقابلشان می ایستند- ژان زیگلر

4.    1984- جرج اورول

5.    کرگدن- اوژن یونسکو

6.    بهترین جهان ها- آلدوس هاکسلی

7.    تاریخ ادیان- دکتر علی شریعتی

8.    هنر- دکتر علی شریعتی



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

Cialis generic
جمعه 17 فروردین 1397 09:05 ب.ظ

Really lots of excellent information.
canada discount drugs cialis bulk cialis safe site to buy cialis online cialis 5mg prix cialis online napol tadalafil cialis generisches kanada cialis pills cialis taglich generic cialis in vietnam
Cialis pills
دوشنبه 28 اسفند 1396 12:38 ق.ظ

This is nicely put! .
buy cialis online nz buy cialis online nz generic cialis generic cialis review uk effetti del cialis viagra cialis levitra cialis for sale cialis australian price tadalafil 10 mg how to purchase cialis on line
What do you do when your Achilles tendon hurts?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:54 ق.ظ
Excellent post. Keep writing such kind of info on your blog.
Im really impressed by it.
Hi there, You have done a fantastic job. I will certainly digg it and individually
suggest to my friends. I am sure they'll be benefited from this site.
What is a heel lift?
شنبه 14 مرداد 1396 01:26 ق.ظ
Great article! We are linking to this particularly great
content on our website. Keep up the good writing.
Bernie
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:26 ب.ظ
I am regular visitor, how are you everybody?

This post posted at this website is in fact pleasant.
Abigail
جمعه 16 تیر 1396 06:42 ب.ظ
I was wondering if you ever considered changing the structure of your
blog? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content so people
could connect with it better. Youve got an awful lot of text for only having one
or two pictures. Maybe you could space it out better?
http://carmella-buchsbaum.webnode.com
چهارشنبه 14 تیر 1396 07:57 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if
you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.

Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your
blog and I look forward to your new updates.
diabetes an foot pain
سه شنبه 6 تیر 1396 08:49 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
std test
دوشنبه 5 تیر 1396 01:02 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا واقعا
نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای کوتاه در حالی که.
من این مشکل خود را با جهش در مفروضات و
یک خواهد را سادگی به پر همه
کسانی معافیت. در این رویداد شما که می توانید انجام
من می قطعا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
http://hypnotictongue191.snack.ws/physical-therapy-after-bunion-and-hammertoe-surgery.html
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:54 ب.ظ
Very quickly this website will be famous among all blogging
viewers, due to it's nice posts
Estela
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:32 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on sites I
stumbleupon every day. It will always be exciting to read through content from other authors and
practice something from their web sites.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:12 ق.ظ
This post is worth everyone's attention. Where can I find out more?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر