تبلیغات
شخصی - صنعت و مدرنیته و زنان درفاجعه ی خاموش


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

صنعت و مدرنیته و زنان درفاجعه ی خاموش

نوشته شده توسط:
یکشنبه 21 فروردین 1390-12:45 ب.ظ

 کتابی از پروین بختیار نژاد
یکی از خونبار ترین عرصه های این نبرد، عرصه فرهنگی – اجتماعی، و بیشترین قربانیان آن، از همان آغاز، زنان بوده است. اما اگر در آغاز این نبرد، حقوق زنان یکی از سلاح هایی بود در دست تجدد خواهان تا باآن در برابر سنت گرایان قد علم کنند و حجاب و عقب افتادگی و خرافات پرستی و بیسوادی و نادانی زنان ایرانی را به عنوان نیمی از جمعیت ایران و در قیاس با زنان اروپایی به رخ سنتی ها بکشند، اما رفته رفته زنان خود پرچم مبارزه را به دست گرفتند و با قناعت نکردن به خواست های آموزش و کشف حجاب پا از دایره بدن خود بیرون نهادند، خواست های برابری طلبانه سیاسی (حق رای و مشارکت سیاسی) و فرهنگی (قوانین برابر) را مطرح کردند و کوشیدند با نوشتن از خود و دیگران (از روزنامه نگاری و شرح حال نویسی تا داستان نویسی) از وضعیت پیش از تاریخی خود به درآیند و به عنوان شهروندان آزاد جامعه مدرن وارد تاریخ شوند.

هرجا که پای آزادی های زنان به عنوان شهروندان برابر حقوق با مردان پیش آمده است، سنت در پشت صخره متصلب و متحجر مردسالاری( عامل زمینی) و مذهب( عنصر الهی) پا فشرده و در برابر آن مقاومت کرده است. اما مقوله حقوق زنان که هم جنس و هم جهت با حقوق بشر است، زیرا خواهان برابری انسان ها ست، و از بشر نشئت و نیرو گرفته است نه از آسمان، هم نهاد مردسالاری را متزلزل می کند و هم پایه های مذهب فقاهتی و حکومتی را به لرزه در می آورد.

جمهوری اسلامی همچنان که از نامش بر می آید مجموعه ای از تناقض های ذاتی و صوری است. رویکرد این حکومت با زنان نیز از همان آغاز تناقض آمیز بوده است. از یک سو می خواهد زنان را به درون خانه ها براند و از سوی دیگر آنان را به معرکه ها و میدان هایش می خواند. آن گاه که نفعش اقتضا می کند پردگیان و خانه نشینان و مطبخیان و محجبه گان را به عرصه عمومی می خواند و آنان را در صحنه های عمومی به نمایش عام می گذارد، اما پس از پایان نمایش می خواهد به عرصه حرم باز گردند و از آنان توقع تمکین و تبعیت دارد و می خواهد در خانه چشم بسته و گوش به فرمان مرد، و در جامعه و در برابر قوانین جنس دومی باشند. غافل از آن که با باز شدن پای این زنان به عرصه عمومی واقعی- از خیابان تا دانشگاه، و به عرصه عمومی مجازی- اینترنت، چشم و گوش آنها هم باز می شود و خواست ها و توقع های تازه پیدا می کنند . با حق خود آشنا می شوند. دم از حقوق برابر می زنند. تناقض های تازه پیش می آید و جبهه های تازه نبرد گشوده می شود. دختران تن به ازدواج های ناف بریده و اجباری نمی دهند و زورگویی و خشونت مردان خانواده را تاب نمی آورند.

در صد دانشجویان دختر از پسران پیشی می گیرد، آمار طلاق بالا می رود، درصد ازدواج دختران پایین می آید، ارکان خانواده ی سنتی و گسترده ی قبیله ای به هم می ریزد، معضل دختران فراری شکل می گیرد، خشونت و قتل های ناموسی افزایش می یابد، و به موازات آن پدیده نوی قتل های سریالی زنان و دختران و شوهر کشی بروز می کند. همچنان که در کتاب فاجعه خاموش، آمده، وقتی عامل جهانی شدن اقتصاد و رشد شتابان را که سبب مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها و تبدیل آنان به جماعت حاشیه نشین شده به این عوامل فرهنگی بیفزاییم، می توانیم دریابیم که چرا آمار قتل های ناموسی در دوران جمهوری اسلامی رشدی گسترده داشته است.

قتل ناموسی اساسا به قتل های خویشاوندی یا قبیله ای می گویند که قربانی آن زنان و دختران (در رابطه خویشاوندی دختر، خواهر، مادر، همسر) هستند و به دست محارم مرد آنان ( پدر، پسر، برادر ، عمو، جد پدری، شوهر) و معمولا با قصد قبلی روی می دهد . علت این قتل ها همان گونه که از نام آن بر می آید، رفتاری است که زن قربانی انجام داده یا گمان رفته که انجام داده است و بر اثر آن «ناموس» مرد جریحه دار شده است. ننگی که جز با ریختن خون خطاکار زدوده نمی شود.

پروین بختیار نژاد در مصاحبه با سایت گذار، درباره انگیزه دست زدن به این تحقیق می گوید: «پیش از این وقتی می‌شنیدم که دختری یا زنی توسط نزدیکانش به قتل رسیده است، فکر می‌کردم این قتل‌ها در یکی دو منطقه خاص در ایران رخ می‌دهد، که استثنائاتی از آن نیز در دیگر مناطق وجود دارد. به مواردی از آن نیز در طول تحقیقم در خصوص خودسوزی زنان برخورده بودم. اما وقتی عباس جعفری دولت‌آبادی، رئیس دادگستری(وقت) استان خوزستان، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که آمار قتل‌های ناموسی رو به افزایش است، مرا بر آن داشت تا مطالعاتی را در این خصوص شروع کنم».

او می افزاید : «اولین یافته‌ام در این پروژه تحقیقاتی، این بود که قتل‌های ناموسی محدود به یکی دو منطقه کشور نیست. در استان‌های متعددی این پدیده رایج است، حتی در استان همدان نیز این پدیده وجود دارد و به شکل یک خطر خاموش و خزنده در حال گسترش است. هم قانون‌گذار و هم عموم مردم این قتل‌ها را در حوزه خصوصی تعریف می‌کنند و سعی می‌کنند در این حوزه دخالت نکنند. حال این که باید به این پدیده به عنوان یک معضل عمومی نگاه و در جهت رفع آن تلاش شود. پدیده قتل‌های ناموسی در استان‌های آذربایجان، کردستان، کرمانشاه، لرستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و حتی همدان و فارس رواج دارد و مردم مرتبا شاهد آنها هستند».

چرا خاموش؟

پروین بختیار نژاد در باره نام گذاری کتابش می گوید عنوان کتاب را از آن رو فاجعه خاموش گذاشته که این قتل ها از موارد رفتارهای درون خانوادگی یا درون قبیله ای و عشیره ای یا "بین خودی ها" ست و از همین رو یا اساسا گزارش نمی شود، (به جز موارد اندکی که قتل لو رفته است، در بسیاری از موارد حتی مادران با مرتکبان قتل همدست و هم رای اند و از آنان پشتیبانی می کنند) یا، (با توافق اعضای خودی) قتل به صورت خودکشی، خودسوزی، یا بر اثر تصادف وانمود می شود. مانند غرق شدن (یا کردن) در رودخانه ، خوردن (یا خوراندنِ) سم به عمد یا به سهو، و خود سوزی هایی که غالبا به دست قربانی نبوده و کار قاتلان بوده است. اما این قتل ها، حتی وقتی هم که گزارش می شوند، به دلیل ناموسی بودن نه تنها مشمول مجازات قتل عمد، یعنی قصاص، قرار نمی گیرند، بلکه مورد ارفاق و عفو قاضیان نیز قرار می گیرند.

قاضیانی که خود غالبا به همان فرهنگ و همان آداب و رسوم سنتی و مردسالاری وپدر سالاری تعلق دارند. در این موارد چه بسا دیده شده که مرد قاتل با رفتاری حق به جانب، قتل قربانی را حق خود دانسته و از کرده خود دفاع کرده است و در صورتی که پرونده عفو نخورد و به رفت و آمدهای طولانی در دادگاه ها دچار نشود، قاتل پس از گذراندن مدت کوتاه بازداشت، قهرمانانه به میان قوم و قبیله و محله خود باز می گردد

عوامل موثر در بروز قتل های ناموسی

از مصاحبه های مولف با کارشناسان چنین بر می آید که چند عامل در قتل های ناموسی از همه مهم ترند.

۱- عامل جغرافیایی

قتل های ناموسی معمولا در استان های مرزی یا در نواحی ای که مسکن اقلیت های قومی، زبانی، و دینی ایران هستند، روی می دهد: استان هایی چون کردستان، آذربایجان غربی، سیستان و بلوچستان، خراسان، فارس و همدان. ساکنان این نواحی به دلیل اقلیت بودن و دورافتادگی از مرکز، بیش از مناطق مرکزی با محرومیت های دولتی ناشی از تبعیض، فقر، فشارهای سیاسی ناشی از بدگمانی دولت به اقلیت ها، عقب ماندگی فرهنگی به دلیل عدم توزیع برابر امکانات مالی و آموزشی و شهروندی روبرو هستند. بافت اجتماعی این مناطق نیز به سبب تفاوت های فرهنگی که با استان های مرکزی دارد خود را غریبه احساس می کند و آن داد و ستد فرهنگی و اجتماعی که میان استان های مرکز برقرار است، میان مرکز و حاشیه برقرار نیست.

محرومیت از حمایت های حکومتی و دولتی، در غیاب فرهنگ شهروندی و حکومت قانون امروزی و پیش رفته، سبب شده است که این نواحی به صورت جوامع بسته و جداافتاده و با روحیه حاشیه نشینان اداره شوند وتعصب ها و پیوندهای عشیره ای و قبیله ای در این جوامع پدرسالار همچنان برقرار باشد. نظیر همان عصبیتی که ابن خلدون آنرا مایه دوام و بقای خانواده ها و قبایل در جوامع بدوی دانسته است.

۲- عامل فرهنگی و اجتماعی

گذشته از عامل جغرافیایی، فرهنگ مردسالار جامعه و عامل مذهب، به عنوان دوعلت مهم دیگر در بروز قتل های ناموسی، بویژه در این مناطق، معرفی می شود.

ازدواج اجباری، به ازدواج درآوردن دختران در سنین کودکی، اجبار به ادامه زندگی زناشویی و تمکین، ناپسند بودن طلاق، خشونت خانگی، چند همسری، که بویژه در این استان ها بسیار رایج است، تبعیض میان دختر و پسر از آغاز تولد و سپردن ناموس خانواده به فرزندان پسر (به طوری که آنان نه تنها اختیار هرگونه سختگیری را در مورد خواهران خود دارند بلکه در مورد مادران خود نیز ازهیچ خشونتی ابا ندارند)، رفتارهای خشن و آنی به دلیل اعتیاد مرد به مصرف مواد مخدر و الکل، جزو مهم ترین دلایل قتل ناموسی است که از فرهنگ مرد سالار جامعه ناشی می شود.

سوای این رفتارهای خاص جوامع مردسالار، خانم بختیار نژاد، در زمینه مذهب با اسلام شناسان بنام گفت و گو کرده و نظر آنان را در مورد سازگاری قتل های ناموسی با احکام قرآنی و احادیث نبوی پرسیده است. نظر این کارشناسان یک قول و یک سخن بر آن بوده که قتل ناموسی هرگز مورد تایید قرآن و سنت نبوده و نیست. اسلام شناسان معتقدند که ریشه این مسئله را نه در قرآن و سنت بلکه در قوانین فقهی باید جست و جو کرد.

۳-عامل حقوقی (قوانین وفقه)

سومین عامل که در این کتاب به عنوان یکی از مهم ترین علل وقوع قتل های ناموسی و بویژه افزایش چشمگیر آن در سی سال گذشته ذکر شده، استقرار قانون مجازات اسلامی است که قاتلان را در حاشیه امن حق دفاع از ناموس قرار می دهد و از مجازات قتل عمد، یعنی قصاص، می رهاند. در این قانون بویژه مواد زیر به کمک قاتلان می شتابند:

فقدان شاکی خصوصی: همچنان که گفتیم این قتل ها معمولا شاکی ندارند. ببینیم قانون درمورد قتل بدون شاکی چه می گوید:

«ماده ۲۰۸ - هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و اقدام وی موجب اخلال‌ در نظم جامعه یا خوف شده و یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد موجب حبس تعزیری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود.»

قتل فرزند: همچنان که از نمونه های قتل های ناموسی بر می آید ، بسیاری از آنها به دست پدران و شوهران صورت می گیرد. قانون مجازات اسلامی که روح و رسم نظام پدرسالاری – مردسالاری قبیله ای، ونه نظام شهروندی مدنی، بر آن مسلط است، زن و فرزند را ملک مرد می داند و قتل آن ها را مستوجب مکافات نمی داند:

«ماده ۲۲۰- پدر یا جد پدری ‌که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه‌ی قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»

به نوشته کتاب فاجعه خاموش از آنجا که پدر و جد پدری می توانند بدون قصاص خون فرزند را بریزند برخی اوقات اعضای مذکر خانواده، چون عموها و برادران، با گرفتن رضایت و وکالت محضری از پدر ، دست به قتل زده اند و پس ازقتل رضایت رسمی پدر را همراه با سر بریده دختر روی میز قاضی گذاشته اند.

قتل زن: «ماده۶۳۰- هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می‌تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است‌.»

قتل ناموسی بر اساس سوءظن: به نوشته خانم بختیار نژاد بسیاری از این قتل ها حتی بر دلیل و مدرکی نیز متکی نیست و تنها از روی تصور و سوءظن قاتلان درمورد قربانیان یا حرف هایی که از دیگران شنیده اند، انجام می شود. مرد که خود را غیرتمند و نگهبان و مالک ناموس یا آبروی خانواده می داند، با شنیدن سخنی درباره ناموس خود اورا مهدورالدم می شمارد و تصمیم به قتل اومی گیرد. در این کار التماس ها و انکارهای قربانی اثری ندارد. به نوشته کتاب بیش از پنجاه درصد قتل های ناموسی بر اساس سوء ظن های ناوارد واثبات نشده انجام گرفته است.

اما قانون در این باره چه می گوید:

«تبصره۲- ( از بند ج قانون مجازات اسلامی) - در صورتی که شخص کسی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدورالدم بودن بکشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعدا معلوم گردد که مجنی علیه مورد قصاص و یا مهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطا شبه عمد است . و اگر ادعای خود را در مورد مهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و دیه از او ساقط است.»

بنابر این حتی وقتی پس از قتل ثابت شود که جنایت با ادعای واهی صورت گرفته است و مقتول بیگناه بوده، باز قتل از مقوله خطا شمرده می شود و مشمول قصاص نمی شود.

افراد به جای دستگاه اجرای قانون:

اما چرا با وجود همه مقام ها و دستگاه های وسیع امنیتی و انتظامی و قضایی که برای حفظ و اجرای قانون ایجاد شده اند، افراد می توانند شخصا دست به قصاص یا قتل ناموسی بزنند؟ قانون خود دست افراد را برای ارتکاب به قتل و اجرای حکم باز می گذارد.

علاوه بر مواد قانونی بالا این ماده قانونی نیز از نظر تشویق حکومت به گسترش خشونت در جامعه قابل توجه است:
«ماده ۲۶۵- ولی دم بعد از ثبوت قصاص با اذن ولی امر می‌تواند شخصاً قاتل را قصاص کند و یا وکیل بگیرد.»

یعنی در حالی که همه گونه مجازات های قانونی باید به دست مقام های قانونی سپرده شود، اما در مورد قصاص افراد می توانند دست به قتل - یا قصاص – بزنند، که در عمل با یکدیگر فرقی ندارد. به این ترتیب ولی دم با حمایت قانون آدم کشی را تجربه می کند. آخرین نمونه آن در مورد قصاص شهلا جاهد بود که پسر صغیر مقتول با کشیدن چهارپایه از زیر پای محکوم دست به قتل زد.

۴- عامل اقتصادی یا فقر:

بی عدالتی در توزیع منابع ملی در این نواحی و عدم دسترسی افراد این جوامع به اشتغال و درآمد سبب شده است که اکثر ساکنان این مناطق به دلیل فقر از امکانات فرهنگی و آموزشی لازم برای برخورداری از جامعه مدنی سالم دور بمانند. گذشته از آن که فقر اقتصادی خود عامل مهمی در بروز خشونت های خانگی است، از آنجا که فقر سبب می شود تا افراد برای گذران زندگی به قاچاق و شغل های نامناسب یا غیرقانونی دیگر که خشونت لازمه آن هاست روی آورند، این خود سبب عجین شدن خشونت با زندگی روزمره مردان و در نهایت تبدیل آن به عادت ثانوی می شود. با این حال به نوشته کتاب موارد قتل ناموسی در میان فراد طبقه متوسط و حتی مرفه نیز دیده شده است. در آن موارد البته عوامل دیگر سبب ارتکاب قتل شده است.

۵- فقدان اطلاع رسانی:

عاملی که به نوشته کتاب فاجعه خاموش می تواند از وقوع قتل های ناموسی جلوگیری کند به نوشته خانم بختیار نژاد اطلاع رسانی است.

دور افتادگی این مناطق از مرکز تنها سبب دور ماندن ساکنان آنها از جهان امروز و بسته ماندن درهای آنها بر جریان اطلاعات نمی شود. از آنجا که جریان اطلاع رسانی امری دوسویه است، حاشیه ای و بسته بودن این جوامع سبب می شود که وقایع و خبرهایی که در این جوامع روی می دهد نیز به نوبه خود به رسانه ها نرسد و افکار عمومی از آنها بی خبر بماند. برقراری جریان آگاهی، حساسیت و واکنش و وجدان جامعه را، اعم از مقامات و مردم ، به مشکلات و مسائل بر می انگیزد و موجبات چاره جویی را فراهم می کند- که این خود مهم ترین نقش رسانه ها در ارتقای جامعه مدنی ست. اما می دانیم که یکی از صفحات روزنامه ها که بشدت زیر ذره بین سانسور حکومتی قرار دارد، همین بخش حوادث و بویژه خبر قتل هاست، به این بهانه که آمار قتل ها بالا نرود. فشار بر مسئولان صفحه حوادث تا آنجا بالا گرفته که مقام های جمهوری اسلامی حوادث نویسی را جرمی معادل " سیاه نمایی" می دانند. در غیاب رسانه های مستقل محلی و مرکزی، این جریان آزاد اطلاع رسانی تقریبا بکلی قطع شده است.

سوای روزنامه ها و رسانه ها – اعم از چاپی و الکترونیکی و دیداری و شنیداری- وجود سازمان ها و تشکل های مردمی و غیردولتی یا نگو ها نیز در یافتن موارد و ریشه یابی این قتل ها و کمک به قربانیان بسیار اهمیت دارد. چنان که تاکنون آگاهی ما از بسیاری از موارد این قتل ها، بویژه در کردستان، از برکت این تشکل هابوده است که به نوشته پروین بختیار نژاد، در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی به اوج خود رسید و از سال ۱۳۸۵ سرکوب آنها آغاز شد . با ممنوع شدن سیستماتیک تقریبا همه روزنامه ها و تشکل های مردم نهاد در کردستان و نواحی دیگر، قطار قتل های ناموسی سرعت وسیر بیشتری یافت. خانم بختیارنژاد نیز چون پروین ذبیحی، فعال مدنی و نویسنده و پژوهشگر در زمینه خودسوزی زنان و قتل های ناموسی در کردستان، بر نقش آگاه سازی و آموزش مردم و فرهنگ سازی برای مبارزه با این معضل تاکید می کند.

۶- برخورد کهنه و نو یا سنت و مدرنیته:

بیش از یک قرن است که نبرد میان سنت و تجدد در ایران برقرار است. نبردی بی امان که گاه به سود این و گاه به پیروزی آن حریف انجامیده، اما هنوز برای هیچ یک از دو طرف پیروزی به بار نیاورده است. در این میان چه بسا جان ها که باخته و چه بسیار خون ها که ریخته و چه بی شمارجراحت ها که به بار آمده است. صحنه این نبرد خونین از همان آغاز عرصه های گوناگون قانونی و حقوقی، ادبی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، و اجتماعی بوده است. در نظر هردو حریف، میهن پیکر بیماری است که باید به مداوایش شتافت. نسخه نویسان در هر دو جبهه سنت و مدرن گرایی، هم افراط گرایانی بوده اند که راه درمان جامعه را در جراحی های خون بار و دردناک یافته اند، و هم مدارا جویانی که شفا را در سکوت.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 10 فروردین 1390 12:50 ب.ظ

What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:53 ق.ظ
I'm now not positive where you're getting your information, but great topic.

I must spend a while studying much more or figuring
out more. Thank you for magnificent information I used to be in search
of this info for my mission.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:48 ب.ظ
Because the admin of this website is working, no doubt very soon it will
be famous, due to its feature contents.
پنجشنبه 11 تیر 1394 06:53 ق.ظ
در دوران پسا تحریم هیچکس دلواپس نخواهد بود
مریم
یکشنبه 21 فروردین 1390 01:55 ب.ظ
فروشگاه اینترنتی تاپ ایران کالا با متنوع‌ترین، ارزانترین و باکیفیت‌ترین محصولات :

http://topirankala.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر