تبلیغات
شخصی - هارمونی برای جنایت- برای روز زن


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

هارمونی برای جنایت- برای روز زن

نوشته شده توسط:
دوشنبه 22 فروردین 1390-09:09 ق.ظ

 

زنان و دختران برهنه در گوشه گوشه اتاق قرار گرفته اند: یکی روی دو زانو ایستاده، دستهاش به پشت خم شده و با ریختن موهاش به دیگر سو، گردن کشیده اش، جون امتداد متعالی بدنی شفاف و بی لباس، به سر می رسد. دیگری کنار تخت بزرگ خمیده و چهره اش را میان دودست روی تحت گذاشته، پشتش و تاب کمرش به بیننده. دیگری خونسرد لم داده به سمت ما. سارداناپادوس، پادشاه آشور، بر تخت دراز کشیده.چهره اش مثل سنگ بی حس است. نگاه می کند. اسب و فیل به شکلی نا متجانس توی این دیوان به هم آمیخته جا شده. در کل، تصویری است از سکسوالیته آشکار، حرم سرا با حضور سلطان! و سلطان در حال کشتار زنان خویش: زنی که بر زانو ایستاده را مردی تیم برهنه به عقب می کشد با ژستی کارد زننده و سرد ولی همچنان کامجو. آنکه بر تخت افتاده جان داده، و دیگری خونسرد به پهلو دراز کشیده تا به نوبت کشته شود. ساردیناپادوس با اشراف به شکست خود در جنگ، می خواهد که پیش از خودکشی همه زنان خود ، یا به عبارت حیلی ساده تر کنیزان و همخوابگان را سر ببرد. تصویری زیبا و خون آلود، شاهکاری جانکاه اثر اوژن دلاکروا. و هارمونیزه کردن آشکار جنایت با سکسوالیته.

تابلو دوم: جودیت در حال سر بریدن هولوفرنوس: در اینجا مرد نیمه برهنه است و خونسردی و قصاوت در چهره زن قاتل نشسته: زن قهرمان! چیزی که در این تابلو بیش از همه چیز جلب نظر می کند، دقت طبیعی جودیث است در سر بریدن در حالی که خون به همه جا فواره می زند و مرد، در وحشت کامل از پایان کار مچاله شده است. بویژه چهره اش رقت انگیز و هراسناک است. همیشه فکر می کردم نقاش قصد داشته بازتاب کاملتری از زنانگی این قتل به تمایش بگذارد ولی منصرف شده است. به طور کلی، قصاوت این قتل خونچکان و سردی قاتل در این وحشت مجسم، چه خوب با اندامی برانگیزاننده قابل هارمونیزه شدن می بود تا نه تنها تابلو جانی مصاعف لگیرد، بلکه هم تا اثر آن چندین برابر شود. سایر نمونه ها را هم اینجا می گذارم، روند مخلوط شدن این دو پدیده دیداری می تواند بسیار جذاب باشد:

artemisia-gentileschi

کاروواجو 1599: جودیث در حال سر بریدن هولوفرنس
by_Caravaggio

باگلیون 1608: جودیث و سر هولوفرنس

گوستاو کلیمت 1901: جودیث- یک

گوستاو کلیمت 1901: جودیث- دو

فرانس استاک 1927: جودیث و هولوفرنس
By Franz von Stuck

در خیابان های ایران، که همیشه فاقد این زنانگی و برهنگی عینی بوده اند، جنایت و کشتار مردم چه سرد، بی جان و بد تر از همه: تک صدا بوده است. ما همواره صرفا به خون در غلتیده ایم، مگر وقتی که کشته شدن ندا درک آن را چند برابر کرد.

سید علی خامنه ای 2009: ندا

دسته‌بندی شده در: دسته‌بندی نشده



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 01:46 ق.ظ
What's up, of course this post is genuinely
nice and I have learned lot of things from it regarding blogging.
thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر