تبلیغات
شخصی - پرونده دهه ۸۰ خورشیدی (ایران)


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

پرونده دهه ۸۰ خورشیدی (ایران)

نوشته شده توسط:
پنجشنبه 18 فروردین 1390-08:53 ق.ظ


پرونده دهه ۸۰ خورشیدی (ایران)

 

 

در وب سایتی دیدم که شمارش معکوس برای تحویل سال ۱۳۹۰ خورشیدی آغاز شده است. سالی که فرا می رسد و با خود مقطعی از تاریخ ایران و جهان را با عنوان «دهه ۸۰» به بایگانی می سپارد. و ما از جمع پر شمار کسانی هستیم که این دهه را به پایان برده ایم. تجربه ای که اگر بی بدیل خوانده شود پر بیراه نیست. ما اولین ساکنان کره زمین هستیم که جنگ را آن لاین را دیده ایم، سقوط دیکتارتورها. بی آن که نیازی به حضور فیزیکی داشته باشیم. تصویر آن لاین این احساس را منتقل می کند که ما در جهانی کوچک تر از تصور خود زندگی می کنیم.

«ایران» در این دهه متفاوت دیده شد. خبرهایش را خوانده اند. در باره اش نوشته اند، پرسیده اند و حتی در وصف اش آثار هنری خلق کرده اند.

«دهه ۹۰خورشیدی» اما پر شتاب از راه رسیده است. همه همسایه های ما صدای پای تغییر را شنیده اند. دگرگونی می خواهند و آزادی. اکنون ما بیش ازآن که در جغرافیای جهانی و منطقه ای همسایه باشیم، در شبکه های اجتماعی هموطن هستیم و دوست. همه همدیگر را یافته ایم. و سرخوشیم از «کلیک شهروندی » در این جهانی که می دانیم مجازی است. جهانی که دوربین های کوچک همراه بلای جان مستبدها شده اند. اوضاع چنان است که معیار آزادی« پهنای باند» است. شاید همین نویدی باشد که از این پس از جنگل ها، کویر نسازند. شاید اگر هراس از تکنولوژی نبود، قذافی هم میلیون ها برگ کاغذ را برای نوشتن کتاب سبز خود هدر نمی داد. کتابی که خریدار ندارد. تا دیروز خواندش اجباری بود و برای اثبات اهمیت اش نماد های بتونی اش را ساخته بودند. همان ها که امروز مردم ویران می کنند و قطعات کوچک اش را به سوی سربازان پرتاب می کنند. «پرونده دهه ۸۰» گزارشی است گذرا به ده سالی که ایران و جهان پشت سرگذاشته اند. ثبت چهره هایی که آمده اند و رفته اند. و در این آمد و شد جایی را در تاریخ اشغال کرده اند. کم نیستند کسانی که در این جمع در انتظار دادگاه تاریخ صف بسته اند تا نوبت شان برسد. همچنان که آسوده خاطران هم کم نیستند. در این جمع خانواده های هم بالیده اند و خانواده هایی نیز از نردبان پایین افتاده اند. شاید هر دو یک رویا داشته باشند. در این لحظات که جمعی از همکاران ما در زندان به سر می برند شاید این جملات ادای دینی باشد به آنان که نوشتن را برایشان ممنوع کرده و آزادی شان را دریغ کرده اند. به یاد احمد زید آبادی، مسعود باستانی، هنگامه شهیدی، شیوا نظرآهاری، بهمن احمدی امویی، محمد نوری زاد، بهاره هدایت، ژیلا بنی یعقوب، بدرالسادات مفیدی، تقی رحمانی، جعفر پناهی، و..........اگر سزاوار است باید آرزو کنیم که ده سال پس از امروز در هنگامی که دیگران گزارش دهه ۹۰ را می نویسند همه در جهانی زندگی کنیم که آزادی دغدغه نباشد. کاش زندانی هم نباشد. و هیچ شاعری در سوگ آزادی شعر نسراید. هرچند باور نکردنی است اما در حد یک جمله چرا نباید آرزو نکنیم.

ایران

دهه ۸۰ برای ایرانیان با امید آغاز شد. هنوز بودند دلبستگان به اصلاحات. حتی در میان نسل جوان این امید وجود داشت که می توان و باید گام به گام سید محمد خاتمی را پیش برد. دور دوم ریاست جمهوری در راه بود و شکست خوردگان امیدی به پایان راه نداشتند. بهار با انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد. خاتمی با ۲۴ میلیون رای رکورد جدیدی بر جای گذاشت. کابینه هم اصلاح شد اما کمتر کسی باور می کرد که دور جدید با تنش کمتری همراه باشد. نفت آرام آرام در مرزهای ۲۰ دلار تثبیت می شد. تابستان پر از دلارهای نفتی در انتهای راه به حادثه ای رسید که جهان را تکان داد.

۱۱ سپتامبر در ایران

 عصر چهارشنبه ۲۰ شهریور روزی آرام رو به پایان بود. خبر آمد که «به آمریکا حمله شده!» کی ؟ کی؟ وقتی تصویر آمد همه بهت زده بودند. کسانی هم بودند که می گفتند « از این بازی های جدید است» تا صحنه برخورد هواپیمای دوم که می رفت تا خود را به ساختمانی در نیویورک بکوبد، پخش شد. همه دیدند که برج ها فرو می ریزند. هزاران تن آهن مثل برف ذوب می شوند. هزاران انسان در دام افتاده، جان می بازند. برخی حتی برای نجات خود از ساختمان بیرون می پریدند. همه می گریختند تا در پشت سر خود توفان سهمگین سیمان وباروت و آهن را جا گذارند. نیویورک در مه ای از سرب و سیمان فرو رفته بود. در همان لحظات بود که رییس جمهوری آمریکا در مدرسه ای با دانش آموزان کتاب می خواند . وقتی خبر را در گوشی گفتند ، حتی تکان هم نمی خورد. باور نکرده؟ مگر باور کردنی است که کسی به نیویورک حمله کند؟ کدام کشور؟ وقتی خبر آمد که هواپیمای دیگری به مقر وزارت دفاع حمله کرده آقای رییس جمهوری تکانی خورد و ترجیح داد تا جلسه کتاب خوانی را به روزی دیگر موکول کند. و این آغازی بود بر سلسله واکنش هایی که جهان را تحت تاثیر قرار داد.

واکنش تردید آمیز ایران

همه کشورها آماده شدند تا بگویند که این اقدام را محکوم می کنند. در حالی که تا چند ساعت کسی از ماهیت حمله کنندگان خبر نداشت. اما مهم تر این بود که اردوی دوست و دشمن در حال تغییر سریع بود. رهبران کشورها همدردی و تاسف خود را با آمریکا اعلام می کردند و آماده می شدند تا در صورت لزوم در کنار هم قرار گیرند. ایران اما مردد بود. رییس جمهوری برای موضع گیری باید از رهبر مجوز می گرفت. ساعت ها گذشته بود اما از ایران خبری پخش نمی شد. حادثه ای که با شوک کارشناسان همراه بود دولتمردان را با بهت مواجه کرده بود. سرانجام سید محمد خاتمی در ساعت ۱۱ شب و با ۵ ساعت تاخیر در پیامی کوتاه آن را محکوم کرد. پیامی که حاصل ۵ ساعت مشورت بود. شاید همین کافی بود البته اگر القاعده مسئولیت حمله را نپذیرفته بود. گروهی تروریستی که مقر اصلی اش را در کنار مرزهای ایران در افغانستان بنا کرده بود. در کمتر از چند روز چهره جهان تغییر کرد. اسامه بن لادن و ایمن الظواهری چهره های خبر ساز شدند. آمریکا آماده حمله به افغانستان شد. حکومت وحشت طالبان در افغانستان فرو ریخت. پس از آن نوبت به عراق رسید و این هم در دوران ریاست جمهوری دوم خاتمی بود که می گفت باید حرف بزنیم. در حالی که جهان پس از ۱۱ سپتامبر در تب جنگ و فرو نشاندن دامنه وحشت و ترور خواب جنگ می دید. باور کردنی نبود اما آمریکا و جمهوری اسلامی در منطقه دشمنان مشترک یافته بودند. افغانستان سال ها بود که از یادها رفته بود. زندگی در پس دیوارها شده بود، عادت. در میدان فوتبال گردن می زدند و در برابر اعتراض می گفتند پول بدهید زمین فوتبال دیگری بسازیم. ملا محمد عمر رهبر طالبان که خود را امیر هم می نامید یک پا نداشت و یک چشم هم کم. اما او بود که باید به جای همه تماشا می کرد و حرام و حلال را. پس از افغانستان نوبت به صدام رسید. عراق هم اشغال شد و همه ما دیدیم لحظه ای راکه یک عراقی وحشت زده از خانه اش بیرون آمد، عراق بدون صدام را باور نمی کرد. او می خواست مجسمه آهنی مردی را که مثل همه مجسمه هایش قلبی سنگی داشت پایین بکشد. نمی شد تا یک تانک و چند سرباز آمریکایی آن را با سیم بگسل پایین کشیدند. حکومت به وحشت افتاده بود اما آرزوی بسیاری از ایرانیان برآورده شده بود. ناظران بسیاری معتقدند که بودن خاتمی در مسند ریاست جمهوری به مدد آمد که آمریکا پس از عراق ، جبهه سوم را نگشود. ایران شد بازیگر منطقه. در افغانستان دنبال صلح بود و در عراق حزبی را علیه حزبی دیگر تحریک می کرد. روزنامه نگاری به طنز در این باره گفته بود« هم افغان ها و عراقی ها در این سال های تبعید و مهاجرت در ایران فارسی آموخته اند. زلمای خلیل زای سفیرآمریکا هم فارسی می داند بنابراین وقتی سیاستمداران می خواهند مذاکره کنند، زبان فارسی را انتخاب می کنند. زبانی که در منطقه بین المللی شده.»

پایان اصلاح طلبان


 

انتخابات دوم شوراها در سال ۸۱ در اوج اختلاف نظر در اردوی اصلاح طالبان برگزار شد. زمانی که عبدالله نوری رییس اولین شورا در زندان بود. بر خلاف باورهمه، گروهی گمنام به نام آبادگران با اکثریت قاطع شورای شهر تهران را در اختیار گرفت. آنان خود را اصول گرایان جوان نامیدند. اصلاح طلبان از شیوه سازماندهی شان دریافتند که دوران افول در پیش است و محافظه کاران گمنام که می گفتند از هر گونه آلودگی سیاسی و اقتصادی پاک هستند زیرا پیشینه مدیریت ندارند، با کمک شورای نگهبان و اهرمی به نام التزام عملی به اسلام می توانند آنان را از مجلس شورای اسلامی و سپس از ساختمان ریاست جمهوری بیرون کنند. آبادگران در دومین گام و بر خلاف میل اصلاح طلبان شهرداری برای تهران انتخاب کردند که خود می خواستند.« محمود احمدی نژاد.» استاد دانشگاه علم و صنعت تهران، استاندار سابق اردبیل در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی. شهرداری که می گفت ساده زیست است. کت و شلوار به تن نمی کرد. کاپشنی داشت که به لباس سازمانی اصولگرایان تبدیل شد. وقتی در مراسم افطاری با کارگران شهرداری شرکت می کرد خودش لباس کارگری می پوشید و معاونانش هم باید همین لباس را بر تن می کردند. جناح او انتخابات مجلس را هم برد. مجلسی که در روزهای پایانی عمرش تعدادی از نمایندگانش در اعتراض به مسدود شدن طرح ها در شورای نگهبان و رد صلاحیت بیش از ۸۰ نماینده برای شرکت در دور آینده، استعفا دادند. مجلس به دست آبادگران افتاد و محافظه کاران بار دیگر در صحنه ظاهر شدند. اگر احمدی نژاد پس از بنی صدر دومین رییس جمهوری مکلا در ایران بود، غلامعلی حداد عادل پدر همسر مجتبی خامنه ای اولین رییس مجلس مکلا در تاریخ جمهوری اسلامی شد. مجلسی که بار دیگر از ساختمان سنای شاهنشاهی به میدان بهارستان نقل مکان کرده بود. اما همه این حوادث تحت تاثیر زلزله مهیب بم قرار گرفت. ایران در روز جمعه ۵ دی ماه ۸۲ در سوگ بم گریست. ارگ هزار ساله هم تاب نیاورد و به خاک نشست. شهر ۹۰ هزار نفری بم شد، تل خاک. حتی در مراسم سوگواری جان باختگان کسی به کسی خرمای بم تعارف نکرد. آمار دهها هزار نفری بود. بی آن که هرگز رد و یا تایید شود. خاتمی گفت که پیش از پایان ریاست جمهوری اش بم را خواهد ساخت. از آن وعده اکنون بیش از ۷ سال سپری شده اما هنوز مردم در خانه های پیش ساخته زندگی می کنند و شهر سوگوار است.

ظهور احمدی نژاد


 

محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران جنجالی بود. روزی از دفن شهدا در میدان های شهر خبر می داد. روزی دیگر برای حرکت بی ترافیک امام زمان در تهران مسیر تعیین می کرد البته با سقاخانه. و سرانجام رفت سراغ ترافیک تهران. پایه های مونوریل را کار گذاشت و اعلام کرد که باید خیابان ولی عصر تا تجریش تعریض شود و چاره ای هم نیست جز آن که همه چنارهای چند ده ساله تهران در این مسیر جا



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

foot pain
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:13 ق.ظ
Hey very nice blog!! Guy .. Excellent .. Superb .. I'll bookmark your site
and take the feeds also? I'm happy to seek out a lot of useful information right here in the submit, we need develop more techniques
on this regard, thank you for sharing. . .
. . .
Can you grow taller with exercise?
دوشنبه 13 شهریور 1396 02:31 ق.ظ
Hey there! Quick question that's entirely off topic.
Do you know how to make your site mobile friendly?
My weblog looks weird when browsing from my apple iphone.
I'm trying to find a template or plugin that might be able to resolve this problem.

If you have any recommendations, please share. Many thanks!
Branden
جمعه 16 تیر 1396 06:48 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any issues of plagorism or copyright infringement?
My website has a lot of exclusive content I've either created myself or outsourced but it
seems a lot of it is popping it up all over the web without my
agreement. Do you know any methods to help stop
content from being stolen? I'd certainly appreciate it.
Ollie
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:55 ب.ظ
Amazing blog! Do you have any tips for aspiring writers?
I'm hoping to start my own website soon but I'm a little lost on everything.

Would you suggest starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so
many choices out there that I'm completely confused ..
Any ideas? Kudos!
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 04:04 ق.ظ
I savour, cause I found exactly what I was taking a look for.
You have ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر